|
خدا کند که بیایی
|
|
چهقدر منتظرم من، خدا کند که بیایی نشسته پشت درم من، خدا کند که بیایی از آن درخت شکسته، از آن پرندهی خسته هنوزخسته ترم من خدا کند که بیایی همیشه در سفری تو، بهار و برگ و بری تو درخت بی ثمرم من، خدا کند تو بیایی غریب ماندهام اینجا، غریب مثل پرستو شکسته بال و پرم من، خدا کند تو بیایی شب است و ماه تویی تو، نشان راه تویی تو ببین که در به درم من،خدا کند که بیایی
نويسنده:پوپک |
سه شنبه 1386/05/23
|
|
|
موضوع:
| لينک ثابت
|
|
|
جمعه های دلتنگی(4)
|
|
مولای خوب غزل های من سلام. «بیا که خاک رهت لاله زار خواهد شد/ زبس که خون دل از چشم انتظار چکید»
نويسنده:پوپک |
جمعه 1386/05/12
|
|
|
موضوع:
| لينک ثابت
|
|
|
|
|
روز محشر وقت پرسیدن ز من رب جلی گفت تو غرق گناهی گفتمش یارب بلی گفت پس آتش نمی گیرد چرا جسم و تنت گفتمش چون حک نمودم روی قلبم یا علی
نويسنده:هدهد |
دوشنبه 1386/05/08
|
|
|
موضوع:
| لينک ثابت
|
|